سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

186

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

فرزند است و نيز سهم زوجه در صورتى كه فرزند نبوده مىباشد ، پس چگونه ممكن است هردو با هم در يك فرض اجتماع نمايند . و امّا امتناع اجتماعش با ثمن بخاطر آن است كه گفته شد ربع يا نصيب زوجه است در صورت عدم ولد و يا نصيب زوج است با ولد بنابر اين فرض اجتماع ربع با ثمن مستلزم اجتماع دو فرض متخالف مىباشد : الف : فرض بقاء زوجه با وجود فرزند براى زوج تا ثمن نصيب زوجه بشود ب : فرض بقاء زوجه با فقدان فرزند براى زوج تا ربع نصيب وى گردد . و بديهى است اجتماع ايندو فرض مستحيل و غير ممكن است . و نيز دو صورت از صور اجتماع ثمن با غيرش ممتنع و غير ممكن است و ايندو عبارتند از : 1 - اجتماع ثمن با مثل خود . 2 - اجتماع ثمن با ثلث . امّا امتناع اجتماع ثمن با مثل خودش بخاطر آنست كه ثمن صرفا نصيب زوجه است اگر چه متعدّد باشد به اين معنا اگر از مرد زوجات متعدد هم باقى مانده باشند صرفا يك هشتم مال را بين تمام ايشان به طور متساوى تقسيم مىكنند و غير از زن كس ديگرى كه استحقاق ثمن را داشته باشد وجود ندارد . پس در واقع امتناع آن بخاطر فقدان مستحق مىباشد . و امّا امتناع اجتماعش با ثلث به جهت آنست كه ثمن همان طوريكه گفتيم سهم زوجه با وجود فرزند مىباشد و ثلث نصيب مادر يا دوتا از كلاله امّى با فقدان فرزند است پس چگونه ممكنست ايندو با هم جمع شوند . و نيز يك صورت از صور اجتماعش با ثلث به جهت آنست كه ثمن همان طوريكه گفتيم سهم زوجه با وجود فرزند مىباشد و ثلث نصيب مادر يا دوتا از كلاله امّى با فقدان فرزند است پس چگونه ممكنست ايندو با هم جمع شوند . و نيز يك صورت از صور اجتماع دو ثلث با غيرش ممتنع و مستحيل